عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١ - مسئله چهارم حبوه و حكم آن
ترجمه:
مسئله سوّم
در صورتى كه آباء وجود نداشته باشند اولاد ايشان به جاى آنها قرار مىگيرند و به عبارت ديگر:
فرزند فرزند، قائم مقام پدر است در صورتى كه پدر وجود نداشته باشد و هر كدام ايشان نصيب كسى كه به واسطهاش به ميّت قرب پيدا مىكنند را دريافت مىنمايند [١] و اين نصيب را بين خود به اين نحو تقسيم مىكنند كه به هر مذكّرى دو برابر مؤنث مىدهند اگر چه ذكور و اناث اولاد دخترى ميّت باشند.
مسئله چهارم حبوه و حكم آن
به فرزند بزرگتر از ما ترك پدر چهار چيز را به عنوان حبوه [٢] اعطاء مىكنند، اين چهارچيز عبارتند از:
ثياب، خاتم (انگشترى) سيف (شمشير) مصحف (قرآن).
بر محبوّ (مستحق حبوه) واجب است آن چه از نماز و روزه قضائى كه بر عهده ميّت است را بجاى آورد.
تذكّر
شرط است كه محبوّ سفيه و فاسد الرّأى نباشد. [٣]
و نيز لازم است كه ميّت غير از آن مال ديگرى از خود به جاى نهاده باشد. فرع
اگر فرزند ارشد ميّت مؤنث بود حبوه را به بزرگترين پسر وى بايد بدهند.
[١] فلذا پسر دختر ميّت ثلث ما ترك و دختر پسرى دو ثلث از آن را تملّك مىنمايند چنانچه در صورت تعدّد نيز چنين است.
[٢] اعطاء اين اشياء به محبوّ از مختصات علماء اماميّه بوده و اهل خلاف به آن معتقد نيستند و مدرك فقهاء در اين حكم روايات بسيارى است كه از حضرات ذوات مقدسه ائمه هدى عليها السّلام وارد شده.
[٣] منظور از « فساد رأى» بطلان اعتقاد است يعنى محبوّ نبايد مخالف حق بوده و در عداد منكرين تشيّع باشد.